من بنایم،من بنا

باساخت خانه آشنا

بیل و کلنگ تو دستم

نازم به ناز شستم

با آجر و با سیمان

خونه ساختم فراوان

خانه ها رو من می سازم

به شغل خود من می نازم

کنم سعی فراوان

تا باشی تو در امان

از سرما واز گرما


نانوایم و نون می پزم

ببین چقدر سحر خیزم

خمیر رو چونه می کنم

دونه به دونه می کنم

تنور رو روشن می کنم

چونه ها رو پهن می کنم

اونها رو پارو می ذارم

سپس تو تنور می ذارم

از نانوا ما نون می خریم

نون سرسفره م

بی ترس و با شجاعت

باسعی و با شجاعت

مامور حفظ نظمم

با بدکارا می جنگم

شبها تا صبح بیدارم

لباس فرم دارم

مواظب کوچه هام

مواظب خونه هام

با آدمهای بدکار

بادزدای خطاکار

دشمنم و می جنگم

آقاپلیسم،زرنگم



دانید که من که هستم

گچ و مداد تو دستم

معلم هستم بچه ها

بنده ی پاک خدا

شغلم شغل انبیا

راهم راه اولیا

یاد می دهم به شما

حساب و درس و املا

رفیق روز تنگم

با نادانی می جنگم



کشاورزم عزیزم

ببین چقدر تمیزم

شخم می زنم زمینهارو

بعد می کارم گندم و جو

وقتی رسید گندم و جو

می رسه هنگام درو

اون موقع با یه داس تیز

می چینم اونهارو تمیز

پشت الاغ بار می کنم

میبرم انبار می کنم۲



من آقای رفتگرم 

زباله ها رو می برم

هرشب میام در خونه ها

سراغ اون زباله ها

که ریختند توی کیسه ها۲

کیسه ها رو بر می دارم

داخل ماشین می ذارم

اگه زباله جمع نشه

باعث بیماری میشه


ببین گلهام چه نازند

غنچه ها روزها بازند

آدمی خیلی شادم

با کوشش زیادم

با گلهای رنگارنگ

باغچه را کردم قشنگ

بگو که من کی هستم

صدآفرین مرحبا

به تو کودک دانا

 بله من باغبان هستم